چند بحث با مهرداد در باب حكم اعدام
نوشته اقا مهرداد در جواب پاسخ من:
ممنونم که به وبلاگم سر زدی،بسیار خوشحال شدم که انسانی که طور دیگه ای فکر میکنه مطالبم رو می خونه و بسیار خوشحال تر شدم وقتی فهمیدم روحانی هستید . در زمینه بی طرفانه (!) بودن اندیشه هام باید گفت که تنها انسان های بی اندیشه هستند که بی طرف اند.نظر من بی طرفانه نیست و اعتقاد دارم اگر اندیشه ای دارم دلیل بر حق بودن من نیست،حقیقت نزد «من و مخالف من» است و هردو باید بتوانیم بگوییم تا حقیقت آشکار شود.
البته به نظر نمی رسه شما اینطور فکر کنید .
و اما سوالاتی که در پست قبل در قسمت نظرات مطرح کردید:
« منظورت رو از این پستت نفهمیدم اما پست قبلیت اشكالات زیادی داره از جمله اینكه نقش قوانین الهی در مجازات اعدام چیست؟آیا قوانینی به نام قوانین الهی را قبول دارید ؟آیا به صرف دردناك بودن چیزی و از روی احساسات میشود در جامعه قانونگذاری كرد؟ … «
بگذارید اولین سوالتون رو با پست خودتون جواب بدم ، پستی داشتید به نام «من به خدا اعتقاد ندارم!» که به نوعی همون جواب منتسب به امام صادق در برابر کسانی بود که فرایض دینی رو کارهایی عبث می پنداشتند . این جواب در عین درستی تنها به اون دسته از قوانین الهی قابل تعمیم است که در حیطه فردی باشند و نه اجتماعی ، بسیار بدیهی است که شما نمی تونید بگید من یک نفر رو سنگسار می کنم و یا اعدامش می کنم ، حالا یا خدا هست که به سعادت می رسم و یا نیست که چیزی رو از دست ندادم ! درحالی که شما حق زندگی رو از یک انسان دیگر گرفتی .
و اما در مورد اینکه به قوانین الهی و اعدام ارتباط دارند ، من گمان می کنم این حرف شما که چون مجازات اعدام در قرآن پیش بینی شده باید انجام بشه و راهی جز این نیست بیشتر شبیه پنهان شدن در بین نص قرآن باشه ، من یک مسلمانم و خوب می دونم در دین اسلام هیچ مقوله ای چون عف و رحمت توصیه شده نیست. شما نباید نص قرآن را به نفع دیدگاه خودتون مصادره کنید .
و از طرفی حتی اگر حرف شما درست باشه (که حتما باید مجازات اعدام انجام بشه چون تو نص قرآن هست) که عمیقا معتقدم درست نیست،دلیلی نمی بینم که این مجازات حتما دردناک باشه .
آیا به صرف دردناك بودن چیزی و از روی احساسات می شود در جامعه قانونگذاری كرد؟
خیر،اگر مطلب من رو دقیقا مطالعه کرده باشید ، در بحث های حقوقی صرف سلب حیات مجازات است و درد و رنج جان دادن مجازاتی است مضاعف که از لحاظ عقلایی اصل «تناسب میان جرم و مجازات» را نقض می کند .
در مورد مجازات سنگسار خیلی از مراجع تقلید رای به این دادن که در شرایط حاضر این عمل تنها باعث زیر سوال قرار گرفتن اسلام و مسلمین می شه ، پس نباید اجرا بشه ، آیا درست است تنها قرائت خودتون از اسلام رو به عنوان قرائت ناب از اسلام بدونید؟ آیا عقلانی است که خودتون را صاحب تمام حقیقت بدونید ؟ آیا بهتر نیست همه افکار رو صاحبی از بخشی از حقیقت بدونیم ، بدون تهدید به اعدام و زندانی کردن حرف همه رو بشنویم . آیا انسان ها یا هم کیش ما نیستند و یا در آفرینش با ما یکسان ؟
حال به سوال های من جواب بدید:
1- اعدام در ملاء عام که باعث بردن آبروی فرد و خانواده اعدامی می شود و مستقیما اصل شخصی بودن مجازات رو زیر سوال می برد رو چطور توجیه می کنید ؟ حتی اگر یک انسان شنیع ترین کار در ذهن شما رو انجام بده ، آیا دلیلی هست که خانواده و آشنایان اون فرد بی آبرو بشه؟
2- آیا استانداردهای بی درد اعدام تناقضی با اسلام دارد که هنوز از اعدام های دردناک و زجر آور استفاده می شود ؟
ببخشید اگر زبانم گنگ است و نتونستم نظرم رو خوب برسونم …
پاسخ من وجواب دوباره مهرداد عزيز:(اونائيكه داخل»__» هستند پاسخهای من هستند وبقيه جوابهای مهرداد)
«… دوست من اول باید ثابت بكنم كه اسلام مجازات اعدام رو تایید كرده بعد نحوه اون رو هم بیان میكنم:
مهرداد عزیز، برای اینكه یك مساله دینی را در آیین اسلام پیدا كنیم منبع اصلی و اول ما قرآن هست كه این كتاب نزد تمام مذاهب وفرق اسلامی تایید شده وكسی كه مسلمان است آنرا قبول دارد .در همین كتاب شریف چندین آیه به صراحت حكم قصاص ومجازات اعدام را بیان كرده اند من متن این آیات را با آدرس آن برای مینویسم:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَیْكُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَیْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِیفٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ «178»بقره
وَلَكُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَاْ أُولِیْ الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ «179»بقره
ترجمه این دو ایه:
اى اهل ایمان ! در مورد كشته شدگان بر شما قصاص مقرّر و لازم شده : آزاد در برابر آزاد ، برده در برابر برده ، زن در برابر زن . پس كسى كه [ مرتكب قتل شده چنانچه ] از سوى برادر [ دینى ]اش [ كه ولىِّ مقتول است ] مورد چیزى از عفو قرار گرفت [ كه به جاى قصاص ، دیه و خون بها پرداخت شود ] پس پیروى از روش شایسته و پسندیده [ نسبت به وضع مادى قاتل بر عهده عفو كننده است ] ، و پرداخت دیه و خون بها با نیكویى و خوش رویى [ بر عهده قاتل است ] . این [ حكم ] تخفیف و رحمتى است از سوى پروردگارتان ; پس هر كه بعد از عفو ، تجاوز كند [ و به قصاص قاتل برخیزد ] براى او عذابى دردناك است . « 178» اى صاحبان خرد! براى شما در قصاص مایه زندگى است ، باشد كه [ از ریختن خون مردم بدون دلیل شرعى ] بپرهیزید . « 179 «
قسمت دوم پاسخ:
درباره قصاص ونحوه آن میفرماید:
الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَیْكُمْ فَاعْتَدُواْ عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیْكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ «194»بقره
ماه حرام در برابر ماه حرام است [ اگر دشمن حرمت آن را رعایت نكرد و با شما در آن جنگید ، شما هم براى حفظ كیان خود در همان ماه با او بجنگید . ] و همه حرمت ها داراى قصاص اند . پس هر كه بر شما تعدّى كرد ، شما هم به مثل آن بر او تعدّى كنید ، و از خدا پروا نمایید ، و بدانید كه خدا با پروا پیشگان است . « 194»بقره
وَكَتَبْنَا عَلَیْهِمْ فِیهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَالأَنفَ بِالأَنفِ وَالأُذُنَ بِالأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَّهُ وَمَن لَّمْ یَحْكُم بِمَا أنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ «45»مائده
و ما در تورات بر بنى اسرائیل لازم و مقرّر داشتیم كه [در قانون قصاص ] جان در برابر جان ، و چشم در مقابل چشم ، و بینى به عوض بینى ، و گوش به جاى گوش ، و دندان در برابر دندان ، و زخم ها را قصاصى است . و هر كه از آن قصاص گذشت كند ، پس آن گذشت كفّاره اى براى [ خطاها و معاصىِ ] اوست . و آنان كه بر طبق آنچه خدا نازل كرده داورى نكنند ، هم اینانند كه ستمكارند . « 45»مائده
برادر بزرگوار چنانكه میبینی نص صریح قرآن اینست كه « أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ»جان در مقابل جان والبته این حرف را نه از روی وحشی گری بلكه از باب اینكه در واقع قصاص برای دیگران حیات آور است بیان میكند ومی فرماید:«ولكم فی القصاص حیاة» بله وقتی حكم قصاصی هست واجرا میشود افراد لاابالی كه از كشتن دیگران ابایی ندارند از ترس جان خود به دیگران آسیب نمیرسانند واگر هم برسانند شرع جامعه را ازلوث وجود او میرهاند والبته قصاص وقتی تاثیر گذار است كه جلوی چشم همه باشد وهمگان آنرا ببینند ونقل بكنند .
قسمت سوم:
در ضمن با وجود همه اینها اسلام باز افراد را تشویق به عفو گذشت میكند واجر انها را محفوظ میداند وكفاره گناهانشان میكند پس در كل اسلام قصاص را حق میداند ولی سفارش به گذشت هم میكند كه این سفارش یك امر ارشادیست نه حتمی ولازم الاجرا.
حال تو خود حدیث مفصل گیر از این مجمل
والسلام
به امان خدا «
ابتدا باید معذرت بخوام به خاطر این که جواب دادن من اندکی به درازا کشید.امتحان داشتم و درگیر مسائل دیگه بودم .
جواب خودم رو در دو قسمت جداگانه و مستقل به نگارش در آوردم و سعی کردم لب مطلب رو ارائه بدم.
قسمت اول ( از لحاظ دینی) :
اگر در قسمتی از آیه ای که شما مثال زدید «… آزاد در برابر آزاد ، برده در برابر برده ، زن در برابر زن….» و نیز در آیاتی که در زیر ذکر می کنم دقت کنیم :
» وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ؛ إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ.
و آنان که شرمگاه خود را نگه می دارند؛ جز بر همسران یا کنیزان خویش … سوره مومنون آیات 5 و 6 «
» ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً عَبْدًا مَّمْلُوكًا لاَّ یَقْدِرُ عَلَى شَیْءٍ وَمَن رَّزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ یُنفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا هَلْ یَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ یَعْلَمُونَ.
خدا برده زر خریدی را مثل می زند که هیچ قدرتی ندارد… سوره نحل آیه 72 «
» ضَرَبَ لَكُم مَّثَلًا مِنْ أَنفُسِكُمْ هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُم مِّن شُرَكَاء فِی مَا رَزَقْنَاكُمْ فَأَنتُمْ فِیهِ سَوَاء تَخَافُونَهُمْ كَخِیفَتِكُمْ أَنفُسَكُمْ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ.
برای شما از خودتان مثلی می آورد : مگر بندگانتان در آنچه به شما روزی ، داده ایم با شما شریک هستند تا در مال با شما برابر باشند … سوره روم آیه 28 «
» وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ؛ إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ.
و کسانی که شرمگاه خویش نگه می دارند؛ مگر برای همسرانشان یا کنیزانشان ، که در این حال ملامتی بر آنها نیست… سوره معارج آیه 29 و 30 «
و همچنین ببینید آیات : سوره نساء آیه 36، سوره نور آیه 31،سوره احزاب آیه 50، سوره بقره آیه 221، سوره البلد آیات 12 و 13، سوره مائده آیه 89، سوره احزاب آیه 55، سوره نور آیه 33
در تمامی این آیات ، در نص صریح قرآن کریم از برده و کنیز سخن به میان آمده و در بسیاری از این آیات برده داری تلویحا پذیرفته شده و حتی احکامی در رابطه با بردگان فرموده شده است . آیا وجود برده داری در نص صریح قرآن کریم دال بر لزوم دایر شدن برده داری در شرایط و زمان حاضر است ؟ آیا در زمانی که برده داری به طور کلی منسوخ شده و بازار برده فروشان برچیده گشته ، حال که برده داری یکی از مزموم ترین کارهاست ، برده فروشان به عنوان ظالم ترین افراد به دادگاه قضاوت تاریخ سپرده شده اند و این رسم توسط تمامی انسان ها با هر دینی مذموم و مطرود است ، دایر شدن دوباره چنین کار مذموم و زشتی به بهانه وجود در نص قرآن کریم توجیه پذیر است ؟ گمان نمی کنم نه شما و نه استادان گران قدرتان و نیز تمامی مردم دیگر طرفدار دایر شدن نظام ارباب و برده باشند !
یکی از امتیازات ویژه اسلام و به خصوص مذهب شیعی بهره بردن از علمای زمان به عنوان فقهایی است که در مواجهه با مسائل و شرایط روز می توانند احکام اسلام را به اقتضای زمان تنظیم کنند.البته بدیهی است که اصول دین و یا فروعات اساسی مثل نماز در هیچ زمانی و توسط هیچ فقیهی قابل تعطیل یا تغییر نیست.تعدد مراجع و فقها ضامن این موضوع است که بر ارکان دین ضربه ای وارد نشود. با پذیرش این شرایط و با پذیرش این واقعیت که اعدام نیز مثل برده داری یکی از ارکان دین رحمت و عدالت نیست . در شرایط کنونی که اعدام به مانند برده داری در تمامی جهان و در نزد تمامی انسان ها با هر دینی در حال تبدیل شدن به امری زشت و به دور از انسانیت است ، به مانند برده داری می توان با نظر فقها و مراجع زمان این رسم
(و نه اصل) را با توجه به شرایط زمان به گونه دیگری از مجازات مانند حبس ابد تبدیل کرد .
با توجه به مثال بالا این توجیه اعدام به این بهانه که در نص صریح قرآن کریم آمده است غیر قابل استناد است .
قسمت دوم ( از لحاظ غیر دینی):
ذات و نفس کشتن انسان ها امری زشت و مذموم است . چه قاتل یک انسان دیگر باشد و چه یک ساز و کار حکومتی و قضایی،با این نگرش ، اعدام نه تنها یک عمل عدالت طلبانه نیست که نوعی باز آفرینش خشونت لقب می گیرد . در اعدام بیشتر وجه انتقام دیده می شود تا وجه نظم گرایی و کوشش برای برقراری نظم و امنیت در جامعه ، وقتی به بهانه یک جرم سیاسی مجازاتی مانند اعدام اجرا می شود ، دست صاحبان قدرت باز است با تمای مخالفان خود را حذف کنند و این مجازات که به ظاهر برای ایجاد عدالت پیش بینی شده است تبدیل به ابزاری برای تمامیت خواهی عده ای خواهد شد که به دلایل مختلف در طول تاریخ دست به اعدام مخالفان خود زده اند .
برخی اظهار می دارند که ترس از مجازات اعدام یا همان ترس از مرگ باعث کنترل جامعه و کاهش نرخ جنایت می شود ، تحقیات و داده های آماری نشان می دهد مطلقا این گونه نیست!
«در ۲۰۰۵ میلادی، میزان قتل (قتل عمدی، قتل عمدی بدون قصد قبلی، قتل غیرعمدی، قتل جنین) در کانادا ۲٫۰ مورد در ۱۰۰٬۰۰۰ نفر بود و مجازات قتل در کانادا حبس ابد بدون آزادی مشروط تا 25 سال است.»
«در ایران در سال 1381 خورشیدی ، 8.44 قتل عمد به ازای هر ۱۰۰٬۰۰۰ نفر بود و مجازات قتل در ایران اعدام است «
پس اعدام در واقع تاثیری در کنترل جامعه ندارد و تنها باز آفرینی خشونت (آن هم به وسیله دولت) است . عقلا هیچ دلیل و منفعتی در اجرای حکم اعدام وجود ندارد . در قرون اخیر با افزایش روز افزون سطح آگاهی شهروندان جهان و گسترش وسایل ارتباط جمعی و با مطرح شدن نظریات جدید در باب حقوق بشر ، اعدام در حال برچیده شدن از قوانین جزایی کشور های جهان است .
پی نوشت :
0 – هفته هاست که خبری از علیرضا فیروزی و سورنا هاشمی در دست نیست.
1 – درخصوص حوادث پس از انتخابات ؛ دادسرای تهران خبر داد: 9 نفر محکوم به اعدام / 2 نفر اعدام شدند
- برچسب ها:اعدام ،دین ،قرآن ،اعدام در آیات ،ضد اعدام ،یادداشت شخصی ،حقوق ،حقوق بشر ،علیه اعدام ،علیرضا فیروزی ،سورنا هاشمی ،برده داری ،برده ،کنیز ،اسلام ،نرخ اعدام ،کانادا ،ایران ،خشونت ،نساء ،نور ،احزاب ،بقره ،البلد ،مائده ،توجیه ،
- دنبالک ها:قتل (ویکی) ،
واين بحث ادامه دارد…

من کلا به تحقیقات احترام می گذارم وآنها را می خوانم
توسط: saeed ziaeddin در فوریه 3, 2010
در 3:41 ب.ظ.
ولی با اعدام در زمانی مشخص وبسرعت وبرای ترساندن مردمی که کلا از این کار ها نمی ترسند مخالفم
——————————————-
پاسخ مدير: آيا شش ماه ويا يك ماه زمان كمی برای رسيدگی به اين پرونده هاست در ضمن مستحضريد كه پرونده های امنيت ملی در هر كشوری مقدم بر ساير پرونده هاست
توسط: saeed ziaeddin در فوریه 3, 2010
در 3:43 ب.ظ.
شب تاب عزیز,برادر عزیزم انتظار خیلی ها از این نظام اسلامی برطرف کردن انبوهی از نیازات مادی و معنوی است
برفرض تخریب شدن و از بین رفتن بسیاری از زیر ساختارهای کشور در جنگ تحمیلی بر کدام اساس قرار است بعد از 21 سال توجیه جنگ را همچنان داشته باشیم؟تا کی باید شاهد ویرانیهای کشورهای دوست و دشمن و آباد شدنشان با نهایت سرعت باشم اما ویرانه های آبادان و خرمشهر و انبوهی از مشکلات کشور پیش روی خود ببینیم؟
16 سال خارج شدنی که عرض کردین که به حرف نست؟
اگه بانک مرکزی براتون سند طبق گفته های همین بانک کمترین تورم رو دولت خاتمی داشته,گمونم نمکنم از مسئله ی اقتصاد اولیت بالاتری داشته باشیم!
در مورد دولت رفسنجانی بنده وکیل این دولت نیستم اما طبق گفته ی شما دولت سازندگی ایشون دولت بعد از 8 سال جنگ تحمیلی دنیا علیه ایران بود پس نباید از طرفی بگین کشور بعد جنگ پر از مشکله و این طبیعیه و از طرفی بگین دولت رفسنجانی از مسببان عقب ماندگی کشوره.
در مورد مسئله ی اعدام من در جایگاهی نیستم که در باب حقیقی اعدام صحبت کنم اجازه بدید کامل مطلبتون رو بخنونم بعد نظرم رو بگم
توسط: cafegodo در فوریه 3, 2010
در 4:15 ب.ظ.
با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست عزیز
هرچند که به نظر می رسد از نظر عقاید سیاسی با همدیگر تفاهم نداشته باشیم
ولی در مورد موضوع مذکور باید عرض کنم که قصاص نص صریح قران است و به نظر من اگر کسی قران را بپذیرد قطعا قوانین آن را هم می پذیرد.
با تشکر
———————-
پاسخ مدير:سلام از اينكه عدم تفاهم سياسی باعث اثر پذيری ديدگاهتان نشد خرسندم
ممنون از تشريف فرمائيتان
توسط: HMD در فوریه 3, 2010
در 5:22 ب.ظ.
خیلیها میمیرند و بعضیها نه. این بهترین حربهای است که آدمها را به زندگی امیدوار میکند.
توسط: مسعود غفوری در فوریه 4, 2010
در 4:37 ق.ظ.
سلام، اولاً عکس جدید مبارک باشد.
ثانیاً در موارد ذکر شده تقریباً هم عقیده هستیم. محاربه و ناامنی برای سایرین و جنگ مسلحانه به هر حال جنگ است و ….
ولی مواردی نیز در تاریخ وجود دارد که نزدیک تر به شرایط فعلی جامعه ایران است. برای مثال فردی که در بازار به حضرت امام صادق (علیه السلام) توهین نمودند طوری که اصحاب قصد جانش را کردند و یا در دوران خلافت امیرالمونین که عده ای از خوارج در هنگام سخنرانی امیر رسماً به ایشان فحاشی می کردند. آیا صرف داشتن نظر مخالف و مطرح کردن آن نوعی محاربه است؟ آیا امیرالمونین نبودند که فقط زمانی به جنگ با خوارج رفتند که آنها سلاح بر شیعیان کشیدند و خون ریختند؟ خواهش می کنم نگوئید که سلاح امروز عوض شده و این جنگ نرمه! سلاح، سلاح است و جنگ هم همان است که از سابق بوده است.
توسط: کارامد در فوریه 4, 2010
در 12:18 ب.ظ.
کلا مسلمانان خشن هستند و بی رحم و عقب مونده وگرنه یک انسان حاضر به تحمل رنج دیگری نیست چه برسه به اعدام مگه در اروپا ادم کشته نمی شه یا همین ترکیه که مسلمونن چرا اونا اعدام نمی کنن چون اونا معنای انسانیت را به ایدئولوژی منسوخ دین ترجیح دادن وبا حقایق زندگی می کنن به نظر من نمی شه اسلام را سکولار تفسیر کرد چون صریحا خودش به اعدام و سنگسار اشاره داره و در تاریخ هم انواع فتنه ها و تجاوزات را از مسلمانان ثبت شده و نمونه آشکارش هم همتون می بینین. با هم تعارف که نداریم مسلون زاده ایم دینون هم اسلامه همه هم می دونیم چیه حالا تا فردا صبح هم بزنیم تو سر هم ایدئولوژی که 1400 سال پیش حجت را بر مردم تمام کرد تغییر نمی کنه تنها راهش زندگی در واقعیات این قرن حالا خود دانیم یا به سبک 1400 سال پیش یا به سبک امروزی با قوانین امروزی نمی شه.
توسط: محمود در فوریه 4, 2010
در 12:25 ب.ظ.
چرا ما باید طبق دستورات اسلام زندگی کنیم؟؟؟
من نمی فهمم!!!!!!!!
توسط: مانه در فوریه 4, 2010
در 1:04 ب.ظ.
مانه
بر میگرده که ایا ادم ازاد باشه یا بنده . و بنده مطیع مولاشه و ازاد مطیع هوا وهوس
توسط: رحیم در فوریه 10, 2010
در 11:19 ب.ظ.
آقا مولایی که زوری نمیشه.
توسط: UNN در فوریه 17, 2010
در 9:12 ق.ظ.
انسان زمانی که به یک عقیده ای ایمان پیدا کرد بایستی چهارچوبهای آن را رعایت نماید ما مسلمان هستیم و و قوانین و مقرررات اسلام و شرع مقدس برای ما محدوده هایی را معین کرده است که این قوانین و محدودیات در حقیقت عرصه زندگی اجتماعی را برای ما سهل و آسان میکند حکم اعدام یا سنگسار برای کسانی است که چهارچوب منتظم و منظم زندگی جامعه را دچار رکود و استایی می کند و حکم اعدام مثلا برای کسی که فردی را به قتل رسانده عین عدالت است و اعتراضی وارد نیست حرف و حدیث پیرامون اسلام و مساله اعدام در اسلام قابل خدشه نیست و کسانی که سعی در خدشه و ایراددارند در حقیقت دنبال منافع مادی و دنیایی خود هستند و نیز شناخت درستی نه از اسلام دارند و نه چهارچوب زندگی اجتماعی را می دانند و از آن اطلاعی دارند.من به نوبه و سهم خودم برای آنها متاسفم –بیدار شوید که راه ترقی و پیشرفت ما قطعا در اعتقاد به اسلام و قرآن و طی طریق در راه ولایت و است …
توسط: صمد همتی در فوریه 4, 2010
در 1:50 ب.ظ.
سلام
به نظر من اعدام یک تسلسل بیهوده در کشتن انسان هاست.در هر کشتار کشنده ای هست اگر عمیق تر نگاه کنیم اعدام در واقع نوعی جنایت محسوب می شود که طرف شاکی خود را برای انجام ان محق می داند.حتی اگر به خواهیم این را با جمله خون در برابر خون توجیه کنیم
اعدام زندانیان سیاسی چه توجیه دارد…محاربه؟
به عنوان یک روحانی تعریفتان در مورد محاربه چیست؟؟
ایا می شود کسی را بر اساس اعتراف زیر شکنجه اعدام کرد؟؟
توسط: maryam در فوریه 5, 2010
در 4:18 ق.ظ.
درداور است مردن یک انسان ادم رو به زندگی امید وار کنه…
(در پاسخ اقای غفوری)
توسط: maryam در فوریه 5, 2010
در 4:21 ق.ظ.
با اعدام مخالفم رفیق جوان.اعدام اگر کارساز بود که تا به امروز اثری از آثار قتل و تجاوز باقی نمی موند.
اما از طرفی هم موندم برای کسی که قتل عمد میکنه و تجاوز به عنف میکنه چه حکمی میشه برید؟ الحق که ما را مرشدی
چون شیخ صدرا(ملا صدرا) لازم است…
توسط: weblogchi در فوریه 5, 2010
در 12:12 ب.ظ.
از کجا میدانی اگر قصاص و اعدام برداشته میشد تعداد تعدی ها همین اندازه بوده .
ایا انسان را زیاده خواه نمیدانی -اگر بانکی نهگبان نداشته باشد ایا هر ثانیه مورد دستبرد واقع نمیشود -قصاص نقش همان نگهبان در جامعه بشری را دارد .
توسط: رحیم در فوریه 10, 2010
در 11:16 ب.ظ.
مرسی که برام وقت گذاشتید…
سخناننتون آرامش بخش بود…
برام دعا کنید
———————————————
محتاجيم به دعای شما هميشه در نظر داشته باش كه ياد خدا آرامش بخشه
خصوصا وقتی از همه نااميد باشی
توسط: سیب سرخ در فوریه 5, 2010
در 1:02 ب.ظ.
از امانت داریتون ممنونم .
توسط: مهرداد در فوریه 8, 2010
در 9:28 ق.ظ.
سلام. نمی دونم چرا دیگه جواب ندادی.به هر حال من به وبلاگتون سر میزنم…..
—————————————-
پاسخ مدیر:سلام ببخشید جواب دیر شد
مریم خانم اگر لطف میکردید وتعریف جدیدتان از تسلسل را برایم میفرستادید شاید بهتر معنی تسلسل در اعدام را میفهمیدم. اما با وجود اینکه بنده منطق مظفر را که از سنگین ترین کتب منطقیست خوب خوانده ام ولی باز متوجه مفهوم تسلسل نشدم!
فرموده اید:»اگر عمیق تر نگاه کنیم اعدام در واقع نوعی جنایت محسوب می شود که طرف شاکی خود را برای انجام ان محق می داند.حتی اگر به خواهیم این را با جمله خون در برابر خون توجیه کنیم»
نص صریح قرآن اینست كه « أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ»جان در مقابل جان والبته این حرف را نه از روی وحشی گری یا کشت وکشتار بلكه از باب اینكه در واقع قصاص برای دیگر انسانها حیات آور است بیان میكند ومی فرماید:«ولكم فی القصاص حیاة» بله وقتی حكم قصاصی هست واجرا میشود افراد لاابالی كه از كشتن دیگران ابایی ندارند از ترس جان خود به دیگران آسیب نمیرسانند واگر هم برسانند شرع جامعه را ازلوث وجود او میرهاند والبته قصاص وقتی تاثیر گذار است كه جلوی چشم همه باشد وهمگان آنرا ببینند ونقل بكنند .
ببینید وقتی قانون اساسی یک کشور با 98 درصد آرا به تایید ملت رسید و در جای جای آن تصریح به تبعیت از احکام اسلام شد .یعنی این که اکثریت مردم از این حکم اسلام تبعیت میکنند واجرای آنرا برای اصلاح جامعه خود ضروری میدانند . این همان دموکراسیست.والبته شما هم میتوانید همانند برخی چهره های شاخص اعلام کنید که مردم یک عده گوسفند نفهمند واز این تعبیرات!
ببینید محاربه چنانکه ظاهر است، همان اخلال در امنیت عمومی است. و امنیت عمومی فقط با ایجاد ترس عمومی و قرار گرفتن ترس به جای امنیت، مختل می شود. ترس عمومی نیز طبعا وعادتا فقط از طریق به کارگیری سلاح و تهدید به قتل، ایجاد می شود. از این روست که فساد فی الارض در روایات، به کشیدن شمشیر و سلاح های کشنده دیگر تفسیر شده است.) همه فقهاء، محارب را به (کسی که به قصد ترساندن مردم سلاح بکشد) تفسیر کرده اند.
و در مورد اخیر عارضم که خواهر گرامی:وقتی یک مساله عیان شده اعتراف چه معنی دارد ودر واقع اعترافی که شما بیان کرده اید مال موقعی است که چیزی ندانیم وبه زور بخواهیم بدانیم که فرد مجبور میشود برای رهایی از زور چیزی بگوید.اما آنجا که همه چیز فاش است اعتراف در واقع نوعی تسلیم در برابر واقعیت هست واینکه شخص معترف میبیند تمام اعمالش رسوا شده واگر نگوید متضرر است .
پس اعتراف بر واضحات فایده ای ندارد تا اینکه کسی برای گرفتنش شکنجه هم بکند!
ممنون از پیامتان
توسط: maryam در فوریه 9, 2010
در 3:52 ق.ظ.
ببخشید ادرس وبلاگ اشتباه بود تصحیح کردم
توسط: maryam در فوریه 9, 2010
در 3:56 ق.ظ.
سلام منظور من از تسلسل ای کشته کرا کشتی….
به 31 سال قبل بر می گردم و اعدام انقلابیون توسط شاه.منظورم
از انقلابی(هر فرد با هر اندیشه و مسلک).این مربوط به اعدام
سیاسی.
در مورد حدود اسلامی هم ترجیه میدم بیشتر توضیح ندم…
البته در مورد اعتراف هم.هیچکس چهره تکیده اونارو تو تلوزیون فراموش نمی کنه…(دو نفری که هفته پیش اعدام شدن)
ممنون
توسط: maryam در فوریه 10, 2010
در 3:46 ق.ظ.
من فقط با اعدام جانی های بالفطره مخالفم به نظرم این ادمها از بدو تولد مشکل کروموزومی و….دارند بنابر این اعدام این ادمهایی که قتل دیگران دست خودشون نیست کاملا غیر معقوله (در واقع مثل یک فرد مجنون که انجام بسیاری از کارهاشون دست خودشون نیست)چرا یک مجنون را اعدام نمیکنیم خوب نباید این ادمها هم اعدام بشن واما راه حل از دید من ویه سری منابع معتبر هست که میگن اینها قابل درمانند
توسط: ناشناس در فوریه 18, 2010
در 10:51 ب.ظ.